جویای آن گوهرم
ر یکی پیر میرفت خم کرده پشت
جوانی بپرسید از وی درشت
که ای پیر قد از چه خم کرده ای
چه جویی در این ره چه گم کرده ای
بگفت جوانی برفتم زدست
کنون از غم اوست که پشتم شکست
خمیده قد و چشم در معبرم زهر سوی جویای آن گوهرم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:14 توسط
|